یادم می آید مطلبی خطاب به دوستان و هم صنفی های خودم در مطبوعات لرستان نوشتم که البته با نظر خودم هرگز چاپ نشد. عنوان این مطلب » نقد بی "د" »  بود. نقد بی دال می شود "نق"! در این مطلب سعی کردم بگویم هر غُرغُر کردنی را به حساب "نقد" نگذاریم. به خودمان نان قرض ندهیم که منتقدیم و مسائل جامعه را به درستی به چالش میکشیم. بلکه واقعاً در این خصوص راست و حسینی ببینیم ریشه مشکل کجاست؟ چه شخص یا اشخاصی مقصرند؟ نقاط قوت چیست؟ کجائیم و کجا باید باشیم؟ برای رسید به مقصد از چه راهی برویم؟... 

باری! مقصود این بود که با به گردن دیگری انداختن تقصیرها تنها خودمان و دیگران را سرگردان و سرگردان تر میکنیم. حالا اگر همه این بازی ها به نیت خودنمایی و در پی مطامع شخصی نباشد و واقعاً از سر دلسوزی باشد....
زبان و قلم من الکن است که حرف دلم را شفاف و در خور دانش مخاطبانم بزنم؟!!! اما در این خصوص کتابی را که دوست هنرمندم "بردیا مهرآرا" به من معرفی کرد نکته هایی دارد که ذیلاً برخی از آنها را آورده ام تا شاید بتوانم با بهره از قلم دیگران حرف دلم را بزنم

یادداشت هایی که کتاب "جامعه شناسی خودمانی" بر داشتم... :

 

* تا به وجود مشکل اعتراف نداشته باشی که در صدد حلش بر نمیایی

*... زد و خورد وحشتناکی بین ملتی برقرار است که روزگاری سعی می کردند همدیگر را کمتر از «برادر» خطاب نکنند.

*از حاشا کردن مشکل اگر تا به حال قرار بود مشکلی حل شود یک کشور بی درد و مشکل بودیم.

*اکثریت قریب به اتفاقمان اهل تظاهر هستیم...

*... یعنی استاندارد زندگی مان را برای مردم بیگانه شاید تا ده برابر زندگی معمولی خودمان نشان می دادیم...

* بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد [اشاره به ماجرای استغفار گالیله دارد]

*... در جامعه ی قهرمان پرور این زندان بان است که اجر و قرب دارد و نه زندانی

* ... طبیعی است که از این همه جمعیت ، همه که نمی توانند قهرمان باشند

*... پلیس هم معمولاً ترجیح می دهد به جای این که با موجود زنده [منظور راننده ها است] کلنجار برود و یا خدا ناکرده درگیر شود ، همان به الصاق برگ جریمه روی ماشین هایی که در محل ممنوعه بصورت بی صاحب پارک کرده اند مشغول باشد.

*چطور جماعتی تا قبل از اینکه بدانند که نمی دانند به دنبال دانستن خواهند رفت...مگر ممکن است ؟

*... در حقیقت مشاور می گیریم که تاییدمان کند نه راهنمایی

* ... محال است سختگیرترین دولت ها هم بتوانند و یا جرات کنند خارج از بستر فکری مردم اقدام به انجام کاری بکنند. باور کنید بزرگواری از خودمان است!...

* میزان کار مفید کارکنان کشور ما در بخش اداری 29 دقیقه و در بخش صنعتی 35 دقیقه در روز است. [مولف به آمار سالانه سازمان ملل دارد. این کتاب در سال1380 منتشر گردیه است.

* ... این سرعت ایرانی ها در زود به رنگ حریف درآمدن واقعاً اعجاب انگیز است.

*... ولی خودمانیم این دیگر مهمان نوازی نیست، میهمان به بازی است.[اشاره دارد به تظاهر ما در برخورد با میهمانان]

*وقتی صحبت از مشارکت مردمی است در یک کار است فقط مشارکت مالی مردم پذیرفته می شود. شما کمک کنید پول ها را بدهید ما خودمان بلدیم چکار کنیم و در این مورد مشارکت مردم را لازم نداریم.

* دولت هم هر کاری میکند مطمئن باشید از استعداد و پذیرش مردم نمی تواند خارج باشد.

 

ادامه دارد . . .