جامعه
كلمهی انگلیسی "جامعه" را می توان گسترش داد یا محدود كرد تا تقریبا هرنوع انجمن
متشكل ازاشخاص دارای هردرجه ازمنافع، ارزشها یا اهداف مشترك را دربرگیرد."جامعه" در
قرن نوزدهم به معنی طبقات بالا بود: اكنون می توان به "جامعهی بینالملل دانشگاهی"
یا "جامعهی اروپایی" اشاره كرد، هرچند این كاربردها ممكن است مورد اختلاف باشد.
تعبیراولیه یا معمولترین تعبیربه جامعهای اشاره می كند كه برحسب مرزهای كشورتعیین
می شود، حتی اگراین كاربرد تناقضآمیز باشد و بهطور بالقوه در بسیاری موارد كه در
جامعهای، نظیر كانادا وآفریقای جنوبی بیش از یك گروه قومی یا فرهنگی بزرگ وجود
دارند، گمراه كننده از كار درآید .
وبر و فردیناند تونی جامعه شناسان با نفوذ آلمانی اواخر قرن نوزدهم واوایل قرن
بیستم برآن بودند كه مادامی كه نفس ماهیت انجمنهای مردمی متفاوت باشد جوامع می
توانند شكلهای گوناگون به خود بگیرند. تونی شكل گمینشافت جامعه را كه مردم براساس
گمان، سنت وعلایق خانوادگی بههم پیوسته هستند، از شكل گزلشافت جامعه، كه انجمن
آنها براساس توافق خود آگاهی، وشبه قراردادی استواراست، متمایزمی سازد. تمامی جوامع
عناصری ازهردو شكل را در بردارند.
بسیاری ازنویسندگان گوناگون معاصر به شیوهای هگلی به جامعهی مدنی اشاره می كنند.
یك جامعهی مدنی به این تعبیر، جمعیت یك كشور نیست و بسیار متفاوتتراز تركیب صرف
مردم در سرزمین خاص است. جامعهی مدنی رشتهای از روابط و سازمانها است كه به تشكیل
یك نظام سیاسی تمایل دارد. برای نمونه تاریخ فرانسه از ۱۷۸۰ بیانگر این تمایز است .
دولت در بسیاری موارد اصلاح و مورد تعریف مجدد قرار گرفته است اما فرانسه در طول
دوران بعنوان یك جامعه ی مدنی متمایز و با دوام باقی مانده است . نه اروپا و نه
بریتانیا پروونس به طور جداگانه ، علی رغم اینكه به تعبیری ممكن است جامعه باشند ،
به شیوه ی فرانسه جامعه ی مدنی نبوده اند .
(فرهنگ لغت اصطلاحات علوم سیاسى ـ
آكسفورد )